سخنی چند،به بهانهء روز جهانی کتاب
برای مردمی که از آزاديها و حقوق شان محروم باشند چه انگيزه يی وجود دارد که دست به کتاب بزنند؟ و حتی روزنامه و مجله بخوانند. همين طور فراموش نميتوان نمود که بيشتر از هشتاد تا نود درصد نفوس افغانستان در بيسوادی مطلق به سر ميبرند، همهً اين ها حاصل ادوار گذشته و نابه سامانی امروزی ميباشد. همين طور هنوز افغانها از همان کودکی مزهء پلو و چلو و شوربای لذيذ، کله و پاچه و کلپوره، کباب و آش و آشک، بادنجان بُرانی، ماست و قيماق، شير و شکر را ميدانند و از خوردن آن لذت ميبرند، اما ارزش و لذت غذای روحی را نميدانند. حکومتها با نداشتن برنامه و پلان سالم و روشن مردمی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سياسی يا سانسور و ارعاب به مقابل خلاقيت و آفريننده گان غذای روح و فرهنگيان ميروند.
مختصر اينکه: ناموختن و عادت نکردن به مطالعه، محدود بودن ذهن و زبان نويسنده (که خود برای آفرينش آثار بهتر از خواننده نيرو ميگيرد)، عدم توجه رسانه های جمعی به کتاب و مطالعه و فشار و ارعاب و سانسور سبب کتاب گريزی و امتناع از مطالعه ميباشد. امتناع از تفکر- از امتناع از مطالعه سرچشمه ميگيرد و مخصوص کدام قشر معين نيست، قاطبهء مردم کشور در داخل و خارج به اين «هنر» آراسته ايم؛ بناً با اين وضعيتِ که داريم نی خود و نی کشورما در دنيای کتاب محلی از اِعراب ندارد.
در کشورهای ديگر نشر يک کتاب حادثهء ادبی به شمار می آيد؛ روزنامه ها پيرامونش مينويسند، راديوها و تلويزيونها پروگرامهای خاصی تهيه ميکنند، با نويسنده به مصاحبه و گفتگو مينشينند، برای نويسنده مجالس سخنرانی و امضاء کتاب ترتيب ميدهند، ناشر برای ترجمهء کتاب به زبانهای ديگر با دست اندرکاران طبع و نشر کشورهای مختلف تماس ميگيرد. کتاب به کمپنيهای فلمسازی معرفی ميشود تا امتياز فلم سينمايی و تلويزيونی آن فروخته شود.
همين طور جايزه های ملی و بين المللی از قبيل نوبل وغيره وجود دارد.
در وضعيتی که نابه سامانی حاکم است، عده يی از درسخوانده های ما بی ادبی را با مبارزبودن اشتباه گرفته اند که ناشی از خود بزرگ بينی و سبکسريهاست. در شرايطی که نيرنگبازيهای سياسی و اجتماعی در زنده گی انسانها مشاهده ميشود و افراد حيله گر و نيرنگباز به فريب مردم ميپردازند در چنين حال انتخاب دوست و رفيق همدم کاريست مشکل و دشوار؛ اما با انتخاب کتابهای ارزنده ميتوان يار و رفيق بی مدعا يافت و روز و شبها بی آنکه احساس خسته گی نمود با وی بود. در توصيف و تعريف آن دانشمندان و خردمندان سخنان ارزشمندی بيان نموده اند؛ به طور نمونه چند مثال آن را در اين نوشته می آوريم،
خوزه ماوگی، انقلابی و شاعر کيوبايی در مزايای کتاب چنين ميگويد: «در وجود انسانها حيوانی وحشی نهفته است که کنترول نخواهد شد، مگر به وسيلهء کتابهايی که در کتابخانه های شماست.» امرسن، دانشمند امريکايی در توصيف کتاب چنين مينويسد: «هر که با کتاب يار و همدم است هميشه جاويدان بوده و با کسانی سر و کار دارند که هرگز نميميرند. در يادداشتهايش نوشته است، که روزهايم را با کتابهای گذشته گان به سر ميبرم، افکار باعظمت آنان چشم و ديده ام را روشن ميسازد، در کتابخانه دوستانی دارم که هرگز از من ملول نميشوند بل که هميشه مرا دوست دارند و از اين رو شب و روز با آن ها به سر ميبرم. هنگام خوشی از وجود آنان لذت ميبرم و هنگام غم به وسيلهً آنان از غم و اندوه درونی رهايی مييابم. من چون براثر حقشناسی قطره های اشک برگونه هايم ميلغزد و هميشه انديشهً من نزد رفته گانيست که اين کتابهای گرانبها و باارزش را پديد آورده اند. پيوسته با آن ها زنده گی ميکنم و ميپندارم که هرگز نمُرده اند و من تا زمانی که با آثار آن ها دمساز هستم هرگز نميميرم، با بيم و هراس آنها خوشبخت ميشوم، حقايق را درک ميکنم و به اشتباههايی که کرده ام پی ميبرم و با تواضع و احترام به دستورها و تعليمهای آن ها گوش فراميدهم. من نيز به زودی با آن ها ملحق خواهم شد و همه به سوی ابديت خواهيم رفت، ولی نام آن ها به روی کتابها ثبت شده و از گرد ايام پردهء فراموشی بر آن ها نخواهد نشست و تا ابد نام شان مانند روح شان زنده خواهد بود.»
خردمند ديگری در اوصاف کتاب چنين فرموده است: «برگهای کتاب به منزلهء بالهايی هستند که روح ما را به عالم نور و روشنايی پرواز ميدهد.»
در گذشته ها هر کتابی را که ميخواستيد بخوانيد بايد زبان خارجی ميدانستيد. به زبان فارسی هنوز شاهکارهای ادبی و علمی ترجمه نشده بود. حال خوشبختانه هست. تقريباً همهء کتابهای مهم به فارسی ترجمه شده اند، هرچيزی که بخواهيد به ساده گی ميتوانيد آن را بخوانيد، همين طور هر چندسال يک بار بنگاههای چاپ و نشر کتاب به کمک و همکاری نويسنده گان بزرگ جهان، بهترين کتابهای تاريخ ادبيات را معرفی ميکنند، کتابهايی که تأثيری بی چون و چرايی بر فرهنگ و ادبيات جهانی و ادبيات و تخيلهای خودشان دارد.
در سال 2005م. بهترين کتابهايی که معرفی شد بهترين کتاب رُمان «دون کيشوت» اثر سروانتس نويسندهً نامدار هسپانياييست. اين کتاب را بسياری سرچشمهً رُمان مدرن ناميده اند. آثار برنده گان جوايز نوبل معرفی شده، دوريس ميسنگ، سلمان رشدی، جان ايروينگ، ميلان کوندرا، کيتامهتا، پل استر، نومان ميلز، وسله نيکا، تابيل از جملهء نويسنده گان نامدار در تهيهء لست و معرفی کتابها رای داده اند. در اين لست داستايوفسکی، تولستوی، کافکا، شکسپير، ويليام فالکز، کابريل کارسيا مارکز، توماس مان، گوستا و فلومره، ويرجنيا وولف، مثنوی مولوی با عنوان (قرآن فارسی)، گلستان سعدی و هزار و يک شب برگزيده شده اند؛ و زادگاه هزار و يک شب را هند دانسته اند و افزوده هايی بعدی آن را از آريايیها، عراقیها و مصریها دانسته اند. دوريس نينگ میگويد: «اين لست بسيار مهميست، ما پيرها ميدانيم چه چيزی را بايد حفظ نمود، جوانان تجربه ندارند، کسی بايد باشد تا مرزها را به آن ها نشان داده و تجربه ها را به اختيارشان قرار دهد.»
پن اوکراسی، نويسندهء بزرگ نايجيريايی ميگويد: «دون کيشوت بيش از هرچيز لذت بی انتهای خواندن را در انسان بر می انگيزد، هرکسی به کتاب خواندن عشق میورزد بايد پيش از مُردن دون کيشوت را بخواند.»
رُمانهای ديکنز، زولا و هوگو، رُمانهای مُدرن هميتگوی، اشتاين بکت و . . . به فارسی هم هستند. ميتوانيم بگيريم و بخوانيم. به هرحال بايد زياد کتاب خواند، اقلاً بايد صدها و صدها کتاب خوانده باشيد تا بتوانيد خود چيزی بنويسيد. کتابها را طوری نخوانيم که کتابخوان معمولی کتاب را میخواند تا مشغول شود. کتاب را برای آنکه از آن بياموزيم بايد خواند. کتاب معلم است، مثلاً مولوی، سروانتس، بالزاک، داستايوفسکی و . . . معلم شماست. آثار آنها را ميخوانيم تا ياد بگيريم چگونه شروع کرده اند، چگونه پايان داده اند، چطور سير بين آغاز و پايان را دنبال کرده اند، چطور به ديالوگ آمده و حادثه را چگونه توصيف ميکنند. از معلم بسيار چيزها بايد ياد گرفت. سرسری و بدون توجه و ژرفکاری هيچ وقت نبايد کتاب بخوانيم.
ارثيهء ادبی گرانبهای ما ميتواند و بايد در دگرگونی مردم ما نقشی ايفا کند. هيچ فرد آگاه و حساس شکی ندارد که وطن او که زمانی از کانونهای درخشان مدنيت بود و بزرگترين انديشه و روان هنرمندان و بهترين صنعتکاران، آزموده ترين دهقانان و باغبانان در شهرها و در روستاهای خُرم و آبادش ميزيسته اند، اينک ديریست از قافلهء سريع تاريخ عقب مانده يکی دو قرنی در زمينهء علم و هنر و صنعت و زراعت و سازماندهی عقب مانده ايم. مسلماً يک عمل دلاورانهء جهشوار لازم است تا بتواند هرچه زودتر ما را به کاروان تعالی و ترقی برساند و اين مهم بدون آموختن و خواندن مقدور نميشود. کسب دانش راهگشای برای رسيدن آرمانهای انسانی ميباشد. برای اجرای يک تغيير بنيادی نيز بايد همه به توان خود تلاش کنيم و با عقل واقعبين و جانی شيفتهً با هدف و دل بيباک به پيش شتافت! کشورما نيازمند يک دگرگونی بنيادی و وسيع مادی و معنویست که آن را نبايد از نظر دور داشت. با اميد روزی که ما هم صدها کتابخانه و بنگاه چاپ و نشر کتاب، ناشران دلسوز داشته و روز پُراهميت کتاب (اول مارچ) را شايستهء آن برگزار کنيم.
یکی از اهداف مهم وبلاگ ایجاد محیطی صمیمی برای تبادل افکار و نزدیک شدن کتابداران استان در راستای رسیدن به هدف اصلی همان تشکیل انجمن علمی کتابداری وطلاع رسانی شاخه مازندران ، بوده است که خوشبختانه در این راه موفق بوده است، چراکه بستری ایجاد شد تا با همفکری و تلاش، کتابداران این استان به هم اندیشی برسند و گام اول در ایجاد انجمن را، استوار بردارند.و به یاری خداوند متعال با شکل گیری رسمی انجمن، تمام اطلاعات، اخبار و فعالیت های مربوط به انجمن در این وبلاگ منتشر می شود.