كتابداران وهمياران عزیز٬ خوشي تان مستدام ،
شب سال نو ، همراه " حافظ " شدم ، در بهشت خود ، ابياتي از غزليات خود را به يمن نوروز عيدي داد ! نقدينه آنرا خرج كردم ! سرمايه زا بود ! سرمايه اين بود : دلي تپنده ؛ فكري پويا ؛ دستي پرتوان ؛ تلاشي مؤثر ؛ باهم و هميار هم بودن ؛ به اوج رسيدن ؛ آرامش و بالاخره رضايت و.... ما هم عيدي حافظ را تقدبم شما عزيزان ميداريم :
خوشتر ز عيش و صحبت و باغ و بهار چيست ساقي كجاست گو سبب انتظار چيست
ز كوي يار مي آيد نسيم باد نوروزي از اين باد ار مدد خواهي چراغ دل بر افروزي
چو گل گر خرده اي داري خدا را صرف عشرت كن كه قارون را غلطها داد سوداي زراندوزي
بهار و گل طرب انگيز گشت و توبه شكن به شادي رخ گل بيخ غم ز دل بر كن
صحن بستان ذوق بخش و صحبت ياران خوشست وقت گل خوش باد كز وي وقت ميخواران خوشست
دلت به وصل گل اي بلبل صبا خوش باد كه در چمن همه گلبانگ عاشقانه توست
رونق عهد شباب است دگر بستان را ميرسد مژده گل بلبل خوش الحان را
اي صبا گر به جوانان چمن باز رسي خدمت ما برسان سرو و گل و ريحان را

بيا تا گل برافشانيم و مي در ساغر اندازيم فلك را سقف بشكافيم و طرحي نو در اندازيم
ساقيا آمدن عيد مبارك بادت وان مواعيد كه كردي مرواد ازيادت
شكر ايزد كه ز تاراج خزان رخنه نيافت بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت
خوش خبر باشي اي نسيم شمال كه به ما مي رسد زما ن وصال
روز وصل دوستداران ياد باد ياد باد آن روزگاران ياد باد
باز آي ساقيا كه هواخواه خدمتم مشتاق بندگي و دعاگوي دولتم
من ار چه حافظ شهرم جوي نمي ارزم مگر تو از كرم خويش يار من باشي